قانون جذب

شکل گیری و تغییر سریع باورها چگونه است؟

در این بخش از سایت متاراز در مورد اینکه باورهای انسان چگونه شکل می گیرند مطالعه می کنیم. همان طور که می دانیم باور در زندگی انسان نقش بسیار پر رنگی را ایفا می کند و کلیدی است برای دستیابی به خواسته ها و اهداف انسان.

حال می خواهیم بدانیم که این باورها که در ذهن انسان قرار می گیرند و اصل اساسی رسیدن به خواسته ها هستند از کجا آمده اند و چگونه شکل گرفته اند. با ما همراه باشید تا با هم بیشتر بدانیم.

 

باور چیست؟

قبل از هر چیز باید در مورد اینکه باور چیست چند کلامی صحبت کنیم. باور، اعتقاد قلبی هست که از یک فکر و اندیشه آمده است. فکری که طی چند روز یا چند سال تکرار شده و حالا مثل اعتقاد اینکه خورشید همیشه در آسمان است، آن فکر هم جزئی از باور های ما شده است، باوری سخت و مقام.

برای آنکه با مفهوم دقیق تر باور آشنا شوید به مقاله باور چیست که در قبل منتشر شده مراجعه کنید. وقتی پای باورها به میان می آید یعنی آن فکر و اندیشه کاملا درست است و همه معیارها با آن ارزیابی و سنجیده می شوند.

جالب است بدانید که این باورها در قسمت ضمیرناخودآگاه مغز انسان طی سالهای عمر او ذخیره می شوند از دوران کودکی تا به امروز هر تجربه ای که صورت گرفته و از نظر شخص درست بوده است همان باورهای او هستند. ممکن است این تجربه ها تلخ و نگران کننده بوده اند یا ممکن است تجربه هایی شیرین بوده اند در هر دو صورت باورهای انسان را به وجود می آورند.

به طور مثال شخصی را در نظر بگیرید که چند شیفت کار و تلاش می کند از نظر شما خیلی هم پشتکار دارد و سخت کوش است اما آخر ماه همیشه ناله می کند و از وضعیت مالیش شکایت می کند. گاها شده است که برای شما سوال پیش آمده که این فرد با این همه زمانی که برای کار و تلاش می گذارد چرا هنوز مشکل مالی دارد. اینجاست که اگر در مورد باورها خوب بدانید متوجه می شوید که این فرد باورهای محدودکننده ای در مورد پول و مسائل مالی دارد. شاید در گذشته پدرش نیز مدام از وضعیت موجود شکایت می کرده و به جای اینکه این شخص تمرکزش را بر روی درآوردن پول بیشتر بگذارد تمامی تمرکزش را بر روی اینکه پول نیست می گذارد درست مثل پدرش.

باور چیست؟

نحوه شکل گیری باورها

آیا تا به حال به دوران کودکی خود فکر کرده اید به دوران نوجوانی چطور؟ صد در صد فکر کرده اید شاید حتی به این موضوع فکر کرده باشید که ای کاش طور دیگری بود ای کاش طور دیگری زندگی می کردم. ای کاش برای کسب موفقیت و شادی خانواده ای داشتم که مرا در جای دیگری از کره زمین به دنیا می آوردند و شکایت هایی نظیر اینها.

آیا باور اینکه من اگر در جای دیگری به دنیا می آمدم شادتر و سعادت مند تر می شدم درست است؟ بله این فکر و واقعیت زندگی من شده است و برای خودم باوری درست است. اما در همسایگی شما یا در میان دوستانتان یا نزدیکان حتما افرادی هستند که موفق و ثروتمند و شاد هستند. پس در مورد آنها چه می توان گفت؟

اینجاست که اهمیت نقش باورها و نحوه ی شکل گیری باورها در زنگی انسان مشخص می شود چرا دوستم توانست شغل مورد نظرش را پیدا کند اما من نمی توانم شاید به خاطر این است که او پدری پولدار دارد. چرا دوستم توانست همسری ایده آل پیدا کند اما من نتوانستم شاید به خاطر این است که او جذاب هست و من نیستم….

خانه و شکل گیری باورها

خانه و شکل گیری باورها

اولین باورها در جایی شکل می گیرد که شما در آنجا متولد شده اید یعنی خانه پدر و مادر و کسانی که از شما مراقبت می کنند هر کدام باورهای جداگانه ای برای خود دارند وقتی شما به سن 5 سالگی می رسید از آنها الگوبرداری می کنید و کم کم باورهای شما شروع به شکل گیری می کند.

رفتارهای پدر یا مادر را تقلید می کنید و بعد از تکرار انجام این الگوبرداری های رفتاری و فکری به آنها عادت می کنید و باورها و اعتقادهایتان شکل می گیرد. اعتقاداتی سخت و مقاوم.

فرض مثال شخصی را در نظر بگیرید که در گذشته اوضاع اقتصادی متوسطی را در خانه داشته و مادرش مجبور به صرفه جویی بسیار در خرید امور منزل می شده، این فرد با همین باور که اگر صرفه جویی نکنیم زندگی از هم گسسته می شود و همه چیز از دست می رود بزرگ می شود. وقتی وارد اجتماع بزرگتر می شود این باور محدود کننده برایش مشکل ساز می شود و دقیقا رفتارهای خانواده را تکرار می کند. دوباره همان زندگی قبل تکرار می شود و اگر هم روزی فکر کند که می خواهد تغییراتی را در زندگی بدهد ضمیرناخودآگاه که باورها در آن جمع آوری شده مقاومت می کند و همه شواهد را جمع می کند که به او ثابت کند همان باورهای قبلی درست هستند.

 

محیط پیرامون و شکل گیری باورها

مدرسه و معلمین دومین باور سازهای قوی برای انسان ها هستند. هر فرد زمان زیادی را داخل مدرسه می گذراند. در آنجا نیز اطلاعات به صورت تکرار وارد ذهن فرد می شوند و در نهایت باورها شکل می گیرند.

گاهی اوقات برخی از مدارس جملاتی را برای بچه ها تکرار می کنند که زندگی آینده آنها کاملا دستخوش این جملات می شود. اگر درس نخوانید هیچ گاه موفق نمی شوید. این نمرات پایین نشان دهنده این است که شما هیچ استعدادی ندارید….

این جملات در آینده باورهای محدود کننده بسیاری را به وجود می آورد که فرد از نظر شغلی، ازدواج و زندگی اجتماعی دچار مشکلات بسیاری می شود.

همچنین رسانه های جمعی نیز این روزها نقش پر رنگی در باور سازی دارند. وقتی مدام از جنگها و بدبختی ها صحبت می کنند برای مردم این باور را می سازند که در دنیا فقط رنج و درد وجود دارد و این موضوع به مرور زمان زندگی فرد را دچار نوعی یکنواختی و کسالت می کند و در نهایت چیزی جز افسردگی و عدم موفقیت به همراه ندارد.

 

نقش دوستان و آشنایان در ساختن باورها

نقش دوستان و آشنایان در ساختن باورها

اطرافیان، دوستان و آشنایان کسانی هستند که می توانند باورهای شما را بسازند. حتما در اطرافیان خود دیده اید که یکی از دوستان سیگاری به دوست دیگر سیگار تعارف می کند و اگر مخالفت ببیند می گوید چقدر تو ترسو هستی این روزها برای آنکه ثابت کنیم که بزرگ شده ایم باید سیگار بکشیم پس تو هنوز ترسو  و کوچک هستی و این باور که اگر سیگار نکشم پس مثل کودکان هستم در شخص ایجاد می شود و همین احساس ترس سبب سیگاری شدن او می شود.

یا کسانی که با دوستانی پر تلاش و موفق دارند این باور در آنها شکل می گیرد که انسان های موفق هم در جامعه وجود دارند اگر آنها توانستند پس من هم می توانم.

اما خبر خوب اینجاست که بر اساس تحقیقاتی که صورت گرفته نشان داده شده، مغز انسان قادر به تغییر در هر شرایطی است و با وجود آنکه باورها بسیار سخت و مقاوم هستند می توان آنها را تغییر داد.

 

روش تغییر باورها

روش تغییر باورها

1 – اولین قدم برای تغییر باورها پذیرش است. مسئولیت زندگی خود را بپذیرید. قبول کنید که اگر امروز احساس شادی ندارید و اگر به اهداف خود نرسیده اید، مسئول تمامی اینها خود شما هستید به عبارتی بذر باورهای محدود کننده ای که به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه در ذهن کاشته اید ثمره ی زندگی امروز شماست. پس گام اول را بردارید و قبول کنید که مسئول زندگی امروز خود هستید. در این صورت است که خیلی راحتتر با مسائل کنار می آیید و مقاومت های ذهنتان کم کم از بین می رود.

2 – همیشه خود را با افرادی که دو یا سه پله از شما موفق تر هستند مقایسه کنید منظور از مقایسه این نیست که خودتان را سرزنش کنید بلکه از آنها الگو برداری کنید و کارهای خوب آنها را تقلید کنید به نوعی از آنها ایده بگیرید این گونه به این مسئله پی خواهید برد که اگر او توانسته است پس من هم می توانم و باورهای شما کم کم شروع به تغییر می کنند.

3 – جملات تاکیدی. یکی دیگر از راههای تغییر باورهای محدود کننده گفتن جملات تاکیدی است. مثلا جملات تاکیدی ثروت، سلامتی، تغییر باورها، و….همان طور که در قبل گفتیم اطلاعاتی که با تکرار وارد ذهن ما شده اند باورها را شکل داده اند پس با تکرار نوع مثبت جملات به مرور زمان باورهای مثبت جایگزین باورهای منفی می شوند.

4 – استفاده از فایل های صوتی خودهیپنوتیزم

تکنیک استفاده از فایل های صوتی خود هیپنوتیزم امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته است و انسان های بسیاری از این طریق نتیجه مثبت گرفته اند. در اصل در این روش ذهن را شرطی می کنیم همان طور که ذهن انسان در مقابل مشکلات زندگی و باورهای منفی شرطی شده است با این فایل ها ذهن انسان را به سمت باورهای مثبت شرطی می کنیم.

در فایل های خود هیپنوتیزم در ابتدا شخص به حال خلسه یا همان خواب مصنوعی می رود و سپس در آرامش کامل قرار می گیرد و اینجاست که هوشیاری ذهن پایین می آید و به صورت غیر مستقیم بر روی ضمیرناخودآگاه تاثی گذاشته می شود، این کار هم توسط تاکیدها و تلقین ها و تصویرسازی ها است که ضمیرناخودآگاه چون فرق بین واقعیت و تخیل را نمی داند پس فکر می کند که همه اینها در حقیقت اتفاق می افتد بنابراین تمامی ابزار لازم را برای تغییرات فراهم می کند.

با استفاده از فایل ها ذهن به مرور زمان در مقابل هر تغییر باوری که بخواهید شرطی می شود و زندگی جدید خود را شروع می کنید.

نکته آخر: همیشه سعی کنید از تغییرات کوچک شروع کنید اهداف کوچک انتخاب کنید سپس باور خود را در مقابل این هدف و خواسته بسنجید و ببینید که در کجای زندگی قرار گرفته اید. حالا می دانید که اگر باورتان راجع به موضوع مورد نظر اشکالاتی دارد باید آن را تغییر دهید. حالا می دانید که از کجا باید شروع کنید…

 

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

دکمه بازگشت به بالا
بستن